كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
190
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِذاً و آن وقت كه تثبيت حاصل شدى مر ايشان را در دين ايشان لَآتَيْناهُمْ هرآئينه ما مىداديم مِنْ لَدُنَّا از نزديك خويش أَجْراً عَظِيماً مزدى بزرگ و ثواب وافر كه نعيم جنّتست وَ لَهَدَيْناهُمْ و هرآئينه راه مىنموديم ايشان را صِراطاً مُسْتَقِيماً به راه راست كه از ان به مقصد رسند يا به بهشت روند آوردهاند كه ثوبان رض كه مولاى رسول خدا بود روزى بجناب مستطاب نبوتمآب حاضر شد زار و ضعيف شده و نزار و نحيف گشته حضرت رسالتپناه ص فرمودند كه اى ثوبان ما غيّر لونك يعنى چه چيز رنگ ترا تغيّر كرده و روى سرخ تو بكدام محنت زرد گشته گفت يا رسول اللّه من زمانى كه در جمالت نمىنگرم آن زمان را از حساب زندگانى نمىشمرم بيت بىتو اى آرام جانم زندگانى مشكلست * بىتماشائى جمالت كامرانى مشكلست حالا در انديشهء آنم كه چون پيك اجل دررسد و مفارقت ضرورى اتفاق افتد چه چاره سازم و چه حيله پردازم فرد از مرگ غمى نيست از ان مىترسم * كز پرتو ديدار تو مىمانم دور و سختتر محنتى آنكه در آن جهان از اهل نيران باشم ترا كى بينم و اگر به بهشت روم بدانجا كه درجه رفيع تست چگونه رسم و بعضى بجاى ثوبان عبد اللّه انصارى رض كه صاحب اذان و مستجاب الدعوات بود آوردهاند كه نزديك حضرت رسالتپناه ص گريان آمد بعد از استفسار موجب گريه گفت يا رسول اللّه تو از نزديك من از نفس و مال و ولد من به من دوستترى و من امروز از مشاهده جمال تو شكيبائى ندارم مىترسم از آنكه تو فردا در بهشت به درجه بلند باشى و من در صف نعال با امثال خويش نشسته از ديدار پرانوار تو محروم مانم حق سبحانه شكسته دلان فراق را به مژده وصال شادمان ساخته آيت فرستاد كه وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ و هر كه فرمان خدا برد در اوامر و نواهى وَ الرَّسُولَ و فرمانبردارى رسول كند در احكام و حدود دين فَأُولئِكَ پس آن گروه فرمانبرداران باشند روز قيامت مَعَ الَّذِينَ با آن كسانى كه أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ انعام كرده است خدا بر ايشان مِنَ النَّبِيِّينَ از پيغمبران و رسل و اولوالأمر نيز داخلاند وَ الصِّدِّيقِينَ و راستگويان كه پيش از همه كس تصديق انبياء كردهاند وَ الشُّهَداءِ و كشتگان راه خدا مراد شهداى احداند و نزد جمهور عام است و شامل جميع شهيدان را وَ الصَّالِحِينَ و ستودگان در اعمال و احوال و اينها نيز عاماند وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً و چه نيكواند اين جماعت همنشينان لفظ رفيق بر واحد و جمع اطلاق مىكنند يا آنكه هر يك از اينها نيكو رفيقىاند در معالم فرموده كه مراد از نبيين حضرت پيغمبر ماست و صديقين اشارت بابى بكر صديق است و شهداء عمر و عثمان و علىاند رض و صالحين سائر صحابه و ملخص آيت آنست كه هر كه امروز كسى را دوست مىدارد فردا به او خواهد بود المرء مع من احب ابيات همچون بلبل دوستى گل گزين * تا شوى با خرمن گل همنشين زاغ چون مردار را شد همنفس * يار او مردار خواهد بود و بس ذلِكَ آن بودن با جماعت مذكوره الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ افزونى كرامت است از خدا وَ كَفى بِاللَّهِ و بسنده است خدا عَلِيماً دانا بمقاصد و نيات يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد بقتال دشمنان خُذُوا حِذْرَكُمْ فراگيريد سلاح خود را يعنى آماده شويد براى حرب فَانْفِرُوا پس بيرون رويد بقتال دشمنان ثُباتٍ گروه گروه بجهات مختلفه أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً يا سير كنيد براى جهاد مجتمع شده با يك ديگر در جهت واحده .